السيد الخميني

57

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

باللّه يا اولياء خدا باشد ، و ساير مردم به حسب مقامى كه دارند ، آن صفت كه براى دستهء اوّل نقص است براى آنها نقص نباشد ، بلكه به يك معنى كمال هم باشد . و همين طور حسنات اين دسته سيّئات دستهء ديگر باشد . از آن جمله رياست كه كلام ما عجالة در آن است . خلوص از همهء مراتب آن از مختصات اولياست و ديگران در آن شريك نيستند . و اتصاف عامهء مردم به يك مرتبه از آن ، نقص آنها ، به حسب آن مقام كه دارند ، نيست و به ايمان آنها يا اخلاص آنها ضرر نمىرساند . مثلا نفس عامهء مردم به حسب جبلت مايل است كه خيرات آنها پيش مردم ظاهر گردد ، گر چه خيرات را به نيت ظاهر شدن نكنند ، ولى نفسشان . مفطور به اين حب است . اين موجب بطلان عمل يا شرك و نفاق و كفر نيست ، گر چه اين نقص اولياست ، و در نظر ولىّ يا عارف باللّه شرك و نفاق است . و تنزيه از مطلق شرك و اخلاص از همهء مراتب آن ، اوّل مقامات اولياست . و از براى آنها مقامات ديگر است كه ذكرش با اين مقام مناسب نيست . حتى فرمودهء ائمه ، عليهم السلام ، كه عبادت ما عبادت احرار است ، كه فقط براى حب خداست نه طمع به بهشت يا ترس از جهنم است [ 1 ] ، از مقامات معمولى و اوّل درجهء ولايت است . از براى آنها در عبادات حالاتى است كه به فهم ما و شما نمىگنجد . و به اين بيان كه شنيدى جمع بين اين حديث سابق منقول از رسول اللّه و امير المؤمنين ، صلوات اللّه عليهما و آلهما ، و حديث ديگرى كه زراره از حضرت ابى جعفر ، عليه السلام ، نقل مىكند مىتوان نمود . و آن حديث اين است : محمّد بن يعقوب بإسناده عن أبي جعفر ، عليه السلام ، قال : سألته عن الرّجل يعمل الشّيء من الخير فيراه إنسان فيسره ذلك . قال : لا بأس ، ما من أحد إلّا و هو يحبّ أن يظهر له في النّاس الخير إذا لم يكن صنع ذلك لذلك . « 1 » « زراره گفت از حضرت باقر - ، صلوات اللّه عليه ، - سؤال كردم از مردى كه چيزى از كارهاى نيك بجا مىآورد . آن كار را كسى مىبيند ، پس آن شخص را مسرور مىكند ديدن او . فرمود : « عيبى ندارد . هيچ كس نيست مگر اينكه دوست دارد كه ظاهر شود در مردم براى او خيرى ، وقتى نكند آن كار را براى ديدن مردم . » در يكى از دو حديث حب محمدت را علامت ريا گيرد ، و در ديگرى سرور به ظاهر شدن خيرات را نفى بأس مىفرمايد ، اين به حسب اختلاف مراتب اشخاص است . وجه جمع ديگرى نيز هست كه از آن صرف نظر شد .

--> [ 1 ] قال : العبادة ثلاثة : قوم عبدوا اللّه عز و جلّ خوفا ، فتلك عبادة العبيد . و قوم عبدوا اللّه تبارك و تعالى طلب الثّواب ، فتلك عبادة الأجراء . و قوم عبدوا اللّه عزّ و جلّ حبّا له ، فتلك عبادة الأحرار . و هي أفضل العبادة : ( پرستش سه گونه است . گروهى خداوند عزّ و جل را از ترس مىپرستند ، پس اين پرستش بندگان است . گروهى خداوند تبارك و تعالى را براى رسيدن به پاداش مىپرستند ، پس اين پرستش مزدوران است . و گروهى خداوند عز و جلّ را از روى محبت مىپرستند و اين پرستش آزادگان است . و اين از همهء پرستشها برتر است . ) وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 45 ، « ابواب مقدمة العبادات » ، باب 9 ، حديث 1 . و اصول كافى ، ج 3 ، ص 131 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب عبادت » حديث 5 . ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 297 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب رياء » ، حديث 18 .